تو آفتاب
من شاپرک
تمام دلخوشی من
دوباره دیدنت
نه این بهار
نه آن بهار
نه آن یکی
ندیدمت که ندیدمت
نیامدی که نیامدی ...
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته
آسمان پر باران چشم هایم
بی تو بودن را معنا می کنم با شمع , با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه
بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد
وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است ؟!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
واژه های بی کلام همیشه در دستان من از غربت همیشگی یک تکیه گاه در عذابند
اگر یارم هستی بگو تا به سوگواری لحظه هایی که دل را به تو سپرده بودم ننشینم
اگر دوستم داری بگو تا هر آنچه در دل دارم با بوسه ای تقدیمت کنم
بگو تا آتش وجودم بر زندگیم زبانه نکشد
دستم را بگیر زخمی نیست خسته است خسته و در به در دنبال دستان تو می گردد ...
آه ... که گاهی چقدر از هم دوریم چقدر غربت صداهایمان عذاب آور است
چقدر مردن زیباست هنگامی که می فهمی تمام دلبستگی هایت فرسنگها دور از واقعیت خیال تو بوده اند
تو چه هستی ؟! انسان . من چه هستم ؟! انسان . تفاوت ؟!!! آدمیت....
و من در نزول آیه های انسانیت و بوته های جاودانه ی لحظه های زندگی می گریم
ولی آیا اشک هایم قادر به بیان واژه های بی کلامی خواهند بود
هنگامی که تنها زوج غریب چشمانی خویس در آینه به آنان می نگرد...؟!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
از آن سوی این همیشه ی بی روزن
می آیی و می شود اتاقم روشن
پروانه ترین فرشته ی زیبا: تو
خوشبخت ترین آدم این دنیا: من!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊



