ما به فردایی تکیه داده ایم
که شادی دلهایمان را فریاد میکشیم
پ.ن : فصل من بهار من اومد من پرم از هوای تو....
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
سر یک کاج بلند نغمه ای می خواند
گوش کن شاید او
قصه ی رنج مرا می خواند!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
با لبخندی ارتفاع می بخشی
حالا تمام سلول هایم لبخند می شوند ...!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
باید بباریم دلبرک
این را لبهای ترک خورده زمین می گویند !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
در سایه سار هر چه هست و نیست
پناهم باش...
پ.ن:روزت مبارک مرد من...دوستت دارم
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
من تنها ایستاده ام تا سلامت را پاسخی بلند باشم
حالا نام تو را می برم آسمان دنیایم آفتاب و آفتابی تر می شود !...
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
جاری است تمام شب هایم را
صبح می شود روزی !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
پا به پای آفتاب پرنده ی دست آموزت شدم
و دیدم که دستهایت از آسمان بزرگ تر است !!!
پ.ن : دوستت دارم دلبرکم.امیدوارم تو سال جدید چیزای جدید و خوشی برامون پیش بیاد
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
نسیم وار اشک هایت را می شمارم
دانه دانه و آغار می شوم!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
آه دلبركم
گاه فكر ميكنم كه جهان كوچكتر از دستان من و توست
و گاه فكر ميكنم بگذار بگذريم...
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
اين صداي ترك برداشتن قلب من است
اين صداي شكستن استخوان هاي رقص من است
در اين شب كه بغض در مويرگ هاي تنم اتراق كرده
انتظارت را هنوزم هم به تماشا مينشينم دلبركم!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
تمام رودهای جهان در دلم شعله ورند
راستی تا دریا چقدر فاصله است؟
به تو رسیدن کم آرزویی نیست دلبرکم !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
درختان به پاس آمدنت سبز ايستاده اند
شكوفه ها چون تو نمي آيي شكوفا نمي شوند
آسمان در كوچه قدم مي زند اما تو شروع نشده اي
تا كي بايد انتظارت را تماشا شوم دلبركم ؟!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
كفش هايم بزرگ شده اند دلبركم
برمي گردم سايه ام لگد مي شود
صداي شكستن استخوان هايم را مي شنوم
و تنهايي ام پرپر مي شود!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
خورشید لبخندش را از سنگ ترین ها هم
دریغ نمی دارد تو ببار دنیای دلم می روید!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
حنجره ام در سکوت نفس می کشد
دستانم فریاد شده اند بارها خوانده ام
راز کتیبه ی دستانت را دلبرکم !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
خیابان از تو پر شده بود و من تهی تر از خود
دنیا آنقدر بزرگ نیست که ندیدنم را بدوی دلبرکم !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دلبرکم درختان آبی را نگاه کن
فواره ها را می گویم که آواز می شوند
و بر شانه های زلال حوض سرازیرند
ما در ساحل آسمان وارونه چون
دو رود به موازات هم می وزیم!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
هم چنان قصه ی کوتاهی
دستانم را تکرار شود!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
تا دست های نقره ای ات رفتم
آن شب که دریا در آسمان می وزید
و بر شانه هایمان تماشا می شد!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
می دوم از خیابان هایی
که انتظارت را سر به بیابان نهاده اند دلبرکم!!!
پ.ن: باز هم قبول شدم ... باز هم شهر خودم ... باز هم دوران خوش دانشجویی
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دلبرکم این بارانهای زمستانی
که بر تنت می بارد
از دست هایت گل هدیه ام می شود
که خلاصه ی بهشت است !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
بگذار آرامشت را
هیچ ماهی گنگی به هم نریزد
همین روزها باریدنم تمام می شود
و تو مرا خواهی مرد دلبرکم!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دلبرکم زندگي رقص رنگارنگ حس هایش
را برايم به نمايش مي گذارد
و من در حسرت گذشته ي ناب خود مي سوزم!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
هنوز هم از گفتن
چشمانت درياست واهمه دارم
من هيچ گاه شنا بلد نبوده ام دلبرکم ... !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
با هم دوست شده ایم
تنها به این دلیل که
برای از هم دویدن بی بهانه ایم !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
تو آن دریایی هستی که رودها می دوند در تو
امروز که آینه جوانی ام را پس نمی دهد
در کوچه های استخوانت برهنه تر از آتش می رقصم !!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دلبرکم بگذار شعری بخوانم
باید حرفی بزنم تا صدایم را نکشته اند
باید باران ببارد برگیسوانی که
چون شادی هایم کوتاه است!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
می خواهمت دلبرکم
به اندازه ی تمام شعرهای نسروده ام
به اندازه ی تمام باران های نباریده
حرفهای نگفته و چشم هایی که نگاهم نکرده اند!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
دلبرکم من عریان تر از زمستان
به استقبال بهار آمده ام
تا زیر باران عشق سایه ام قد بکشد!!!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊



